سلام به همه داش سیا برگشت.از این به بعد دیگه نمیخوام در مورد خواننده ها بنویسم باز بر میگردم به دوران قدیم و مطلبای عاشقانه مینویسم تا لذت ببرین.

 غمهایت را روی شن بنویس تا باد نها را با خود ببرد...و شادیهایت را روی سنگ بنویس که هیچوقت تنهایت نگذارد.

 

اگر کسی رو دوست داری نه براش ستاره باش نه افتاب چون هر دوشون مهمون زودگذری هستند .پس براش آسمون باش چون همیشه بالای سرشی....

 

 zendegi sakhte

من چه عاشقانه تو رو خواستم....چه صادقانه با تو ماندم

وچه شاعرانه برایت اشک ریختم وتو پایت را روی قطره های

اشک من گذاشتی و بیجاره اشک در شیار پای تو له شد

و من باز هم تو را خواستم...دیگر غرور هم برای

من بی معنی است...

گفتم زندگی چند بخش است

گفت دو بخش

گفت کودکی وپیری  گفتم پس جوانی چه شد؟

           گفت با عشق ساخت و با بی وفای  سوخت  با جدای مرد...


 

نوشته شده توسط داش سیا در یکشنبه 1386/05/07 ساعت 9:16 موضوع | لینک ثابت